پنج‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1384
گله دارم
 

خدایا٬ آخه چرا؟

خدایا٬ ازت خیلی گله دارم٬ خیلی.

آخه چرا من؟ چرا؟

میون این همه آدم٬ چرا باید این همه بلا سرم بیاد؟ چرا؟

آره٬ درسته٬ خودم خیلی وقت پیش بهت گفتم که اینقدر عذابم بده تا همه گناهام پاک شه و پاک بشم!!!

آره خودم بهت گفتم٬ خدا٬ ولی مگه من چه گناه بزرگی کردم که باید اینجوری عذاب بکشم؟؟؟ مگه نه اینه که گناه و عذابش باید با هم یه تناسبی داشته باشه؟ خودت بگو٬ من چه گناهی کردم که باید اینجور٬ اینقدر سخت تنبیه بشم. خدا جون بهم بگو...

تو که می دونی من تحمل ندارم. آخه چرا؟

حالا من به کنار. مگه عزیز دلم٬ عشقم چی کار کرده که اون هم باید اینطور عذاب بکشه؟؟؟ چرا می خوای اونو ازم بگیری؟ چرا؟

اون عزیزم٬ اون مهربونم٬ اونی رو که خیلی دوسش داشتم و دارم٬خدایا٬ دردشو ازش بگیر و بده به جون من٬ بده به همه وجود من. خدایا٬ به اون کاری نداشته باش٬ بجاش منو تنبیه کن٬ منو ببر٬ منو بکش٬ منو عذاب بده.

آآآآآآآآآآآخ که طعم مرگ برام خیلی شیرین شده ...

خدایا٬ منو به این آرزوم برسون...

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

.....
X
تبلیغات
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
.
X
تبلیغات
رایتل
... ....