شنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1386
آدم برفی

  آی آدمک غصه نخور ، برف تنت آب نمیشه

  اینجا همش زمستونه ، برفی و سرد همیشه

 
  آی آدمک غصه نخور ، خورشید خانوم رفته بخوابه

  حتی اگه طلوع کنه ، نوری نداره بتابه

 
  حالا دیگه یه عمره که ، دل نداریم تو سینه مون

  تصویر هیشکی نمیاد ، تو خلوت آینه مون 

 
  باطنمون طبل تهی ، ظاهرمون مجازیه

  تو روزگار لعنتی ، حظورمون یه بازیه

 
  هی آدمک شال و کلاه ، تنپوش گرمی نیست برات

  سنگ سیاه چشم تو ، تاریکه دنیای نگات

 
  وقتشه که چشمامونو ، از حدقه در بیاریم

  به جای سنگ تو چشامون ، یه تیکه باور بکاریم

 
  وقتشه که آسمونو ، مهمون کنیم تو دلمون

  وقتشه که تاریکی رو ، بگیریم از آسمون

 
  برف تنمون آب بشه ، خسته نشیم از انتظار
 
  وقتشه که زمستون ، عوض کنیم با بهار

 
  وقتشه که از این به بعد ، آدم برفی نباشیم
 
  زمستون نخوابیم ، وقتشه که دیگه پاشیم...


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

.....
X
تبلیغات
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
.
X
تبلیغات
رایتل
... ....