جمعه 7 بهمن‌ماه سال 1384
صدای فاصله ها

کسی مرا به آفتاب ، معرفی نخواهد کرد  .کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد .پرواز را بخاطر بسپار ...
 پرنده مردنی ست ...

و عشق ... صدای فاصله هاست. صدای فاصله هایی که غرق ابهامند . نه، صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند ... 

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارم... در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست دارم . 
در آن دور دست بعید که رسالت اندامها پایان می پذیرد ... 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم . همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم... شدم آن عاشق دیوانه که بودم ...

پرواز


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

.....
X
تبلیغات
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
.
X
تبلیغات
رایتل
... ....