دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1385
گریه منو نمی بینی

گریه مو تو نمی بینی ، حالمو تو نمی دونی
تو نخواستی ، نتونستی ، که ستاره ام بمونی


قصه زندگی مو من ، خط به خط واست نوشتم
تا بخونی و بدونی ، چه سیاه سرنوشتم


هر چی که به سرم اومد ، خیلی ساده به تو گفتم
حتی گفتم: کمکم کن ، من دارم از پا میافتم


خواهشم از تو همینه ، منو بشناس ، منو بشناس
خواستنت همیشه عشقه ، هم قبیله ، ای هم احساس


مگه من چه کاری کردم؟ مگه من چه حرفی گفتم؟
آخه تو چشای کی ، جز چشای تو شکفتم؟


حالا که برای حرفام دیگه حوصله نداری
واسه دیدن زخمام دیگه طاقت نمیاری


تنها توی این ترانه ، تو بیا هم سفرم باش
بذار اسمت رو بخونم ، بیا حرف آخرم باش


حالا که دوست دارم هام ، به دل تو نمی شینه
حالا که چشمات بستی ، خواهش من از تو اینه


توی جاده ی ترانه ، سایه روی سرم باش
میون موندن و مردن ، انتخاب بهترم باش...

 


عناوین آخرین یادداشت ها

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری

.....
X
تبلیغات
رایتل

*
*
*
*
*
*
*
.
X
تبلیغات
رایتل
... ....